خیلی از ما تجربه حس رضایتمندی رو در گرو کسب موفقیت میدونیم. با تأیید این نگاه، میشه پرسید: «پس به چه دلیل بعضی وقتا آدمایی موفق دیده می شن که از حس رضایتمندی بی بهره ان؟ نامادری سپیدبرفی بعد از اون زیباترین زن سرزمین خود بود. بی دودلی نفر دوم بودن در صف زیبایی، جایگاه بسیار ارزشمندیه. پس به چه دلیل اون واسه تصرف رتبه اول حاضر شد سپیدبرفی رو از بین برداره؟ سعی نافرجامی که باعث از بین رفتن خود اون شد.

با این اوصاف میشه گفت، حسادت مثل یک کمربند انفجاریه که پیش از هرکی، صاحب اونو نابود می کنه. در این مقاله روشایی رو مرور می کنیم که به ما کمک می کنه، این کمربند رو آروم آروم از خود باز کنیم. قرار نیس یا حتی ممکن نیس که از تموم این پیشنهادها استفاده کنیم؛ پس با توجه به موقعیتی که در اون قرار دارین، بررسی کنین کدوم یک از اینا می تونه تاثیرگذاری بیشتری براتون به ارمغان بیاره.

حسادت با غبطه فرق داره

پیش از هر چیز بدونین که حسادت با غبطه فرق داره. غبطه خوردن یعنی اگه کسی از نعمتی بهره مند بود ما هم بخوایم مثل اونو داشته باشیم؛ اما حسادت به این معناست که آرزومند باشیم فرد صاحب نعمت، گدا و بی نصیب شه؛ یا اینکه فقط ما اون نعمت رو داشته باشیم در حالی که اون بی بهره باشه.

حسادت رو در خود رد نکنیم

واسه کنترل حسادت، بهترین راه اینه که اول وجود حسادت رو در خود قبول کنیم. وقتی اونو رد می کنیم دیگر دلیلی وجود نداره تا بخوایم واسه کنترل اون چاره ای فکر کنیم.

قبول کنیم که همه آدما کم یا زیاد با استعداد حسد ورزیدن هستن

ممکنه شما در فضایی رشد کرده باشین که همیشه با بقیه مقایسه می شدین. همیشه از شما انتظار داشتن مثل فلان کس رفتار کنین. حتی اگه در چیزای کارکرد قابل قبولی از خود نشون می دادین، سعی شما در سایه ی توانمندیای فرد نامبرده محو می شده. به روشنی باید گفت که این فضای تربیتی، ناسالم و زیان باره. اگه شما خود با استعداد حسادت بوده باشین، زندگی در اینجور وضعیتی شما رو در سراشیبی سقوط در دره نابودی انداخته. واسه مقابله با این آفت، کافیه اول قبول کنین که همه آدما کم یا زیاد با استعداد حسد ورزیدن هستن. در قدم بعد باور کنین که یقینا همه ما آدما توانمندیای خاص و منحصربه فرد خودمون رو داریم. هرکی که در چیزای ضعیفه، در مهارتی دیگر توانمنده.

به حسادت خود به چشم یک مریضی نگاه کنیم که می تونه درمان شه

مطمئن باشین اگه غده ی بدخیم حسادت در وجود شما سر باز کنه، آخر با جلو رفتن و رسیدن به اندامای اصلی وجودتون، شما رو از پا خواهد انداخت. اما اگه به موقع اقدام کنین، میشه از نتایج بد اون جلوگیری کرد.

اجازه ندیم حسادت منجبر به بخل شه

مطمئن باشین چیزی که باید به کسی برسه، در آخر بهش خواهد رسید. در این بین، ما آدما نقش یک واسطه و نامه رسان رو بازی می کنیم. اگه نقش خود رو خوب اجرا نکنیم، مطمئنا کسی دیگر هست که جای ما این کار رو انجام میده. در این بین، ما تنها خود رو بدنام کردیم و صلاحیت خود رو زیر سؤال بردیم. پس داشته های خود رو از بقیه دریغ نکنین. تا می تونین یاد گرفته ها و تجربیات تون رو به دور از خودنمایی و فضل فروشی، با بقیه به اشتراک بذارین. الان شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، این امکان رو واسه ما جفت و جور کردن تا رسانه شخصی خود رو داشته باشیم. اگه بر صندوقچه ی یاد گرفته های خود قفل بزنیم، به جریان رو به رشد علم بشری پشت کردیم.

به جای رقابت با اون رفاقت کنین

به هر حال کسی که بهش حسادت می کنین، دستِ کم از دید شما، صاحب یک امتیاز یا توانمندی مطرح و برجستهه. به نظر من، هیچی بهتر از این نیس تا با ایجاد روابط خوب با اون، موقعیتی جفت و جور کنین تا در مواقع لازم بتونین از توانمندیا و حمایتای اون بهره مند شید.

با تشویق توانایی هاش، از اون بخواهید تا ترفندهای مفیدی به شما بیاموزد

بهش بگید من از فلان ویژگی یا فلان چیزی که داری خیلی خوشم میاد. کاش به من هم یاد می دادی! کاش من هم می تونستم از اون استفاده کنم! در مقابل از اون بخواهید اگه در چیزای احتیاج به کمک یا راهنمایی داشت، با توجه به امکانات و تواناییاتون، حتما از شما کمک بگیره.

اعلام آمادگی کنین تا بهش کمک کنین

سعی کنین گرهی از کار اون بگشایید تا به یه جور اونو مدیون خود کرده باشین. سعی کنین کاری کنین که وقتی نام شما و یاد و خاطره تون براش زنده می شه، به جای کینه توزی و عداوت، شما رو با اون ویژگی یا کارکرد مثبت به یاد بیاره.

سعی کنین از کسی که بهش حسودی می کنین، بازخورد مثبت بگیرین

در یک فرصت مناسب به شکل درست، بعد از اونکه از اون تعریف کردین، از اونم بخواهید اونم از شما تعریف کنه. بهش بگید که دوست دارین خود رو در آیینه ی وجود اون ببینین. بپرسید فکر می کنی کدوم اخلاق یا توانایی من بیشتر از همه به چشم میاد؟ اگه قرار بود من و تو روزی هدف مشترکی داشته باشیم، فکر می کنی من در چه زمینه ای و به چه شکل می تونستم به تو کمک کنم؟

از جمع شدن احساسات بد دوری کنین

اگه از اون ناراحت شدید فورا به شکل مخفیانه این مسئله رو مؤدبانه و روشن بهش بگید. هیچوقت نذارین این دل آزردگیای کوچیک روی هم تلنبار و به یک کوه بزرگ تبدیل شه. وگرنه، کنترل اون بسیار سخت می شه. ، به یاد داشته باشین وقتی حسادت بر ما غلبه کنه، اون وقت دیگر نمی تونیم عنان رفتار خود رو در دست بگیریم. به احتمال بسیار زیاد، حرفی می زنیم یا کاری می کنیم که بی معطلی حیرت زده و پشیمون میشیم. شاید هیچوقت نتونیم باور کنیم که به چه دلیل اینجور واکنشی از خود نشون دادیم.

اگه بیشتر از اندازه نسبت بهش احساس حسادت می کنین، سعی کنین از اون فاصله بگیرین

اگه ممکنه، از کسی که بهش حسادت می کنین دور شید. به عبارت بهتر، سعی کنین کمترین رویارویی رو با اون داشته باشین. اگه در جایی حضور پیدا کردین که اونم بود، سعی کنین معمولی رفتار کنین. نه بیشتر از اندازه ساکت و تودار و نه بیشتر از اندازه پرهیاهو باشین. به دنبال این نباشید که به هر ترتیب ممکن، توجهات رو به طرف خود جلب کنین. مطمئن باشین اگه حسادت شما لو برود، آبروی تون در خطر خطر هستش. چه بسا اینجوری دوستان تون رو هم از دست بدین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چه جوری از زمان استراحت مون بیشترین استفاده رو ببریم؟ 

پشت سر اون بدگویی نکنین

حتی اگه پشت سر اون بدگویی می کنن، سکوت نکنین؛ بلکه اخلاقای مثبت اونو یادآوری کنین. امیدوار باشین که این حرکت شما به گوش اون برسه. اون وقت سپاس گزار شما هستش، و از این پس روی شما حساب ویژه ای باز می کنن.

واقعا می خواید مثل اون بشین؟

قبل اینکه با اون رقابت کنین، از خود بپرسید اگه اون همراه من نمی بود یا اگه ازم جدا شه، بازم من دوست دارم با اون رقابت کنم؟ یا خودم رو همین طوری که هستم قبول می کنم؟ در زندگی هیچی بهتر از اون نیس که هرکی اولویتا و اهداف فردی اش رو پیگیری کنه. توجه همیشگی و بی قانون به دور و دور، از ما یک آدم فضول و بی خاصیت می سازه که عوضش سعی، حرف این و اونو می زنیم، و آتیش بیار معرکه ی شایعها و مردم عادی زدگی میشیم.

مطمئن باشین درخشش اون موجب نابودی شما نمیشه

در عالم واسه هرکسی فرصت درخشیدن هست. نه شما باعث موفقیت بقیه هستین و نه بقیه مانع کامیابی شما می شن. اگه در موفقیت، انحصارطلب باشین، بدونین که وارد بازی خطرناکی شدین. فراموش نکنین که نظام خلقت، به همه آدما به اندازه ظرفیت شون نعمت بخشیده؛ حال چه این تقسیم و پخش، به کام شما خوش بیاد یا نه، هیچ تأثیری نداره. اگه نمی تونین باغبان باشین، دست کم مثل تیغ هم نباشید که نه زیبایی داره و نه می ذاره بی سوز و خونریزی، کسی به گل دسترسی داشته باشه.

هیچوقت تواناییای اونو با ناتوانیای خود مقایسه نکنین

مطمئن باشین که شمام از گنجینه ی نعمات الهی، بهره مندیای خاص خود رو دارین. سعی کنین فهرستی از این داشته ها و تواناییای خود رو بنویسین، و همیشه با مرور این فهرست، تو ذهن تون تصویری مقتدر و تأثیرگذار از خود ترسیم کنین. با خود بگید: «هر کدوم از این تواناییا و نعمتایی که من دارم، به خودی خود، رشک برانگیزه. با وجود این، دیگر چه معنایی داره که من به کسی حسادت کنم؟ تازه اگه هم قرار باشه بین من و دیگری چیزی به اسم حسادت وجود داشته باشه، شک نداشته باشین دیگریه که باید به داشتهام حسادت کنه

به جای اینکه اونو پایین بکشین، خود رو بالا ببرین

اصلا سر مسائل بی ارزش، با اون وارد رقابت نشید. خود رو عاقل تر و خودمون دارتر از اون بدونین که منابع تون رو در اینجور راه هایی هدر بدین. عوضش، این انگیزه رقابت رو دستاویزی واسه پیشرفت و پیشرفت مهارتای خود قرار بدین. اصلا قرار نیس شما دو نفر در یک جاده، پهلو به پهلوی هم بدوید. شمام مثل همه آدما می تونین راه اختصاصی خود رو پیدا کنین؛ مثلا اگه قبلا کلاس زبون می رفتید و اونو آزاد کردین، بدون توجه به اینکه اون داره چه می کنه، دوباره مهارت زبون انگلیسی خود رو تقویت کنین. مثلا اگه اون خوب صحبت می کنه، شما توانایی استدلال و بررسی رو در خود بالا ببرین. یا اگه اون خوب ساز می زنه، شما آشپزی خود رو بهبود بخشید. اینطوری نیس که خوب صحبت کردن و ساز زدن بهتر از توانایی بررسی و زبون انگلیسی باشه. هر کدوم از اینا در موقعیت خاص خود مهم حساب می شن.

بدونین که هرکی نعمتای بیشتری داشته باشه، مسئولیت بیشتری هم داره

برخورداری یا نبود برخورداری ما آدما از نعمتای الهی، طبق مصلحت و اراده ی خداس. بهتره به مصلحت و اراده ی خدا احترام بذاریم. به این فکر کنیم که صرف نظر از اینا، اون خود واسه داشتن این بهره مندیا چه قدر زحمت کشیدهه؟ مثلا اگه دارایی هاش رو با مطالعه و تحقیق به دست آورده، پس اگه واقعا شمام به همچین چیزی نیازمند یا مشتاق باشین، چاره ای جز تن دادن به این کار ندارین؛ حتی می تونین از خود اون مشورت بگیرین؛ چون که وقتی بقیه رو به عنوان یک مشاور متخصص خطاب می کنیم، احساس بسیار خوبی رو به اونا انتقال دادیم. اگه هم دارایی هاش بادآوردهه، بهتره به جای بهونه جویی و گله گزاری، یا تمرکز بر شانس و اقبال، بر تواناییای خودتون تمرکز کنین. یقینا کسی که با سعی به جایی می رسه، بیشتر از آدمِ نابرده رنج از دسترنج خود خشنود هستش.

مطمئن باشیم بیش و پیش از هرکی دیگری با حسادت به خودمون آسیب میزنیم

مصیبت بزرگ اینه که متوجه گُر گرفتن شعله حسادت در خود نباشیم. اون وقت ناآگاهانه به خودمون آسیب می زنیم. آنگاهه که نمی تونیم از موفقیت هامون خوشحال شیم. همیشه کسی رو در گوشه ذهن خود نشانده ایم که دستاوردها و توانایی هامون باید از زیر تیغ نگاه تیزبین اون رد شه. پر روشنه که از نگاه اینجور جلّادی، کسی جون سالم به در نخواد برد.

تمرکز بر حسادت، توانمندیامون رو نابود می کنه

اگه در جاده ی حسادت توقف کنیم، اون وقت تمرکزمان از سعی واسه تحقق اهداف مون، منحرف و جمع به بررسی کارکرد بقیه می شه. اون وقت به جای صرف انرژی واسه جلو بردن برنامه هامون، نگران اون هستیم که اون چه می کنه؟ چه نتیجه ای میگیره؟ بقیه درباره اش چه میگن؟ اون وقت با این خودخوریا، در کار خود درجا می زنیم. همیشه با مقایسه نادرست، خود رو ضعیف تر از اون می پنداریم. اینطوری در زمانی کوتاه بازدهی مون افت می کنه و حس می کنیم که از اون عقب افتادیم. اون وقت ممکنه از ادامه سعی بیخیال شیم، یا حتی نیروهای تخریب گر روانی مون فعال شن، و ما رو به طرف کارشکنی و زیرآب زدن جهت دهند.

حسن ختام

اگه حسادت رو در خود درمان نکنیم، اون وقت ممکنه ناآگاهانه و ناخواسته اونو مثل یک ویروس مخفی و قوی، به نسل بعد از خود منتقل کنیم. بیایید میراث بهتری واسه آیندگان بر جا بذاریم. بیاییم زمانی رو تصور کنیم که در یک جمع پرشمار پیشه همه داریم اقرار می کنیم که زمانی به فلان کس حسادت می کردیم؛ اما حال با افتخار اعلام می کنیم که آخر با شکست دادن این احساس ویرانگر، تونستیم دستاوردهایی قابل توجه حاصل کنیم. مطمئنا به خاطر این سعی منحصربه فردمان، بسیار تشویق و تشویق خواهیم شد.

تهیه شده در: chetor.com

در هر گفتگو ای جواب بله بگیرین، گفتگو بر سر حقوق بیشتر، معاملات بزرگ و حتی یک کار روزمره


دسته‌ها: آموزشی