ضمیر ناخودآگاه بخشی از ذهن ماست که خیلی از تصمیمای ناخودآگاه (خودکار) و برداشتامون در اونجا شکل میگیره. روان شناسان ضمیر ناخودآگاه رو سرچشمه ی خلاقیت، اندیشه ها و احساسات شهودی، الهام و بیداری الهی میدونن. خیلی از افراد بر این باورند که هر شخص می تونه از ضمیر خودآگاه خود واسه ایجاد تغییر در ضمیر ناخودآگاهش استفاده کنه، و اونو به تغییرات قابل توجه ای در زندگی شخصی خود تبدیل کنه. به بیان ساده تر، اگه می خواید دستاوردهای بیشتری داشته باشین (پول، چشم انداز شغلی یا فرصتای دیگر) باید خودتون رو پیشرفت بدین. زمانی که یاد بگیرین چه جوری طرز تفکر خود رو تغییر داده و به قدرت ضمیر ناخودآگاه تون وصل شید، زندگی خوشحال تر و موفق تری دارین.

پول-نام-تصویر
خلاقیت-خلاقانه

بخش اول: تغییر ضمیر خودآگاه

۱. اندیشه های اکتسابی شک و دودلی نسبت به خود رو شناسایی کنین

تحقیقات نشون دادن، داشتن دودلی نسبت به خود یا افکار خود توانایی کارکرد مناسب شما رو محدود کرده و بر رسیدن بهش چیزی که قادر به انجام اون هستین اثر می ذاره. یعنی، اگه به خودتون، تواناییا و شانس تون واسه موفقیت دودلی دارین، خودتون رو آماده ی شکست کردین. به یاد داشته باشین افکار منفی نسبت به خودتون، درخشش دهنده ی خود واقعی شما نیس، حتی اگه با گذشت زمان، این رفتارهای اجتماعیِ کسب شده و الگوهای فکری، واقعی به نظر برسن.

  • هر زمان که دیدید نسبت به خود یا تواناییای تون احساس منفی دارین، یه قدم به عقب برگشته و درباره این موضوع فکر کنین. از خود بپرسید چه دلیلی هست که باعث شه در این کار موفق نشید، و به زودی متوجه این میشید که داشتن این افکار مشکوک و شبهه برانگیز نسبت به خودتون هیچ پایه و پایه واقعی نداره.
  • تا زمانی که سعی نکردین، هیچوقت متوجه موفقیت یا نبود اون نخواهید شد. به چشم یک تجربه بهش نگاه کنین (بدون جمع آوری اطلاعات به نتیجه ای قطعی نمی رسین)، و هر موقعیت به تحقیق و بررسی مخصوص به خود احتیاج داره.

۲. مثبت تر فکر کنین

به عبارت ساده، هر چقدر بیشتر به خودتون و تواناییای تون ایمان داشته باشین، احتمال سعی و موفقیت شما بیشتر هستش. وقتی افکار منفی و پُر از دودلی درباره خود رو از بین ببرین، باید اونا رو با افکار سازنده تر و مفیدتر جانشین کنین. واسه این کار استعدادها و تواناییای تون رو باور داشته باشین، و یاد بگیرین که تعریف و تشکرای مثبت بقیه رو قبول کنین.

  • نقاط قوت، استعدادها و تواناییای هر فرد رو به رسمیت بشناسین، مثل خودتون رو.
  • به جای انگشت گذاشتن روی خطاها یا نقاط ضعف تون سعی کنین تا چیزی که رو که قابل تغییره، شناسایی کنین.
  • یاد بگیرین که وقتی با خودتون صحبت می کنین، مثبت باشین. یک روش خوب واسه شروع تفکر مثبت تر اینه که، چیزایی رو که در مورد خودتون به هیچکی نمی گین، به خودتون هم نگید.
  • هر زمان که یک فکر منفی به ذهن تون وارد می شه، سعی کنین تا با تشکر از یک نکته خوب درباره خودتون بهش جواب بدین.

۳. روش رسیدن به اهداف تون رو تغییر بدین

پیش از سعی واسه اجرا تواناییای ذهن ناخودآگاه تون، بهتره طرز تفکر آگاهانه ی خود نسبت به اهداف و آرزوهای تون رو تغییر بدین. حتی اگه رؤیاهای بزرگی دارین، واقع بین بودن و انتخاب اهداف قابل کنترل و دست یافتنی اهمیت زیادی دارن. بهترین اهداف، بیشتر به عنوان اهداف هوشمندانه (S.M.A.R.T) میگن که دارای این خصوصیات هستن: مشخص (Specific)، قابل اندازه گیری (Measurable)، دست یافتنی (Achievable)، نتیجه گرا (Results-focused)، و مقید به زمان (Time-bound).

  • مشخص: با خودتون درباره امیدها و آرزوهای تون رُک و روشن باشین.
  • قابل اندازه گیری: مطمئن شید که نتایج هدف شما رو میشه اندازه گرفت. در آخر باید بفهمین که به هدف تون رسیده اید یا نه.
  • دست یافتنی: با داشتن هدفی که به آسونی قابل رسیدن نیس، خود رو واسه شکست آماده نکنین. مطمئن شید که هدف شما چیزیه که از نظر منطقی و با توجه به علم و مهارت فعلی تون، دیر یا زود بهش دست پیدا می کنین.
  • نتیجه گرا: مطمئن شید که هدف شما یک نقطه پایان داره و یه سری از فعالیتای ناتموم نیس. بازم مهمه که بدونین در آخر به هدف تون می رسین یا نه.
  • مقید به زمان: ساختار هدف شما باید در یک بازه ی زمانیِ واقعی باشه. بازه ی زمانی باید به اندازه کافی واقعی بوده تا اجازه انجام کار لازم رو به شما بده، هم اینجور داشتن حس فوریت و ضرورت اون (مثل یک مهلت خودخواسته) مانع به تعویق انداختنای ناتموم از طرف شما شه.

اتمام نسخه خطی یک کتاب در طول یک مهلت خودخواسته و ارسال اون به ناشران، می تونه نمونه ای از یک هدف هوشمندانه باشه، به جای اونکه ساده انگارانه امیدوار باشیم که کتاب منتشر شه و هیچوقت زمانی واسه اتمام نوشتن اون پیدا نکنیم.

بخش دوم: تغییر ضمیر ناخودآگاه

۱. ذهن خود رو تغییر بدین تا جهان شما تغییر یابد

ضمیر ناخودآگاه شما می تونه تغییرات بزرگی در میزان خوشحالی شما از زندگی هر روزتون بسازه. اگه روزتون رو با حال بدی شروع کردین، به احتمال زیادی تا اتمام روز حال شما بدتر میشه. این موضوع به این خاطره که الگوهای فکری ضمیر ناخودآگاه شما، تحت اثر نحوه ی رفت و امد با جهان و هم اینجور روش پردازش اطلاعات و موقعیت دور به وسیله شما قرار داره.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چه جوری از دید بقیه کسل کننده نباشیم؟ "

  • بیشتر اتفاقات روزانه به طور مطلق خوب یا بد نیستن، اما اگه ضمیر ناخودآگاه تون شما رو مجبور کنه تا ایجاد وخوی بدی داشته باشین شاید اون اتفاقات مثل باری بر دوش شما سنگینی می کنن. عکس اونم صادقه؛ اگه ضمیر ناخودآگاه شما رو واسه داشتن خُلق وخوی مثبت آماده کرده باشه، شاید ناخوشایندترین اتفاقات رو هم فقط به چشم یک دردسر معمولی می ببینن.

۲. عادتای قدیم خود رو کنار بذارین

ضمیر ناخودآگاه شما به طور خیلی از راه الگوها و عادتای شناخته شده در زندگی روزمره عمل می کنه. این همون چیزیه که به مغز شما اجازه می ده هنگام رانندگی به طرف محل کار یا رسیدن به مترو، در حالت خودکار قرار بگیره. بعضی وقتا حالت خودکار چیز خوبیه. اما اگه در حال سعی هستین که تلنگری به قدرت ناخودآگاه مغزتون بزنین، لازمه تا روال زندگی خود رو هر روز کمی تغییر بدین. این کار کمک می کنه تا ضمیر ناخودآگاه شما بازم سراغ طرز تفکرهای قدیمی که مانع موفقیت شما بودن، نرود.

  • حتی تغییرات کوچیک در روال زندگی روزمره می تونه اثر زیادی بر رفت و امد شما با جهان دور تون داشته باشه. شما ضمیر ناخودآگاه تون رو مجبور به داشتن رفت و امد بیشتر با محیط می کنین، که این کار آخرسر موجب آموزش ذهن واسه تمرکز بر اهداف و رفت و امد با اونا می شه.
  • سعی کنین بعضی وقتا از راه دیگری به خونه برید، یا هنگام برگشت به خونه روال کارای خود رو تغییر بدین. تغییرات کوچیکی مثل این موجب تغییرات بزرگی در نحوه ی رفت و امد ضمیر ناخودآگاه شما با محیط دور می شه.

۳. پذیرای افکار جدید باشین

  • مثلا، شاید بخواهید وارد زمینه کاریِ جدیدی شید اما تواناییِ ایجاد هیچ گونه ارتباطی با رئیس خود رو ندارین. به جای ترس از رابطه با کسائی که به شما در رسیدن به رؤیاهای تون کمک می کنن، خود رو مجبور به صحبت با اونا کنین. از خونه خارج شید و در مناسبتای جمعی شرکت کنین. این کار موجب جفت و جور شدن فرصتای جدید واسه شما می شه یا کمه کم اینکه طرز فکر شما درباره ارتباطات و نحوه ی دنبال کردن فرصتای شغلی رو تغییر می ده.

بخش سوم: ایجاد تغییرات در زندگی

۱. بدونین که چه می خواید

داشتن یک ایده ی مبهم درباره اون چه که امیدوار به رسیدن بهش هستین به تنهایی کافی نیس. اگه واقعا می خواید از قدرت ضمیر ناخودآگاه خود استفاده کنین، باید به روشنی بدونین که چه می خواید. نتایج دلخواه شما باید بدون ابهام بوده و تا حد امکان کوتاه و مفید باشن.

  • به جای اینکه فقط در آرزوی یک نویسنده ی مشهور جهان شدن باشین، خود رو وقف نوشتن یک کتاب کنین. سعی کنین بهترین کتابی باشه که می تونستید بنویسین، و تموم وقت خود رو به اتمام این پروژه اختصاص بدین.
  • نتایج مورد نظر رو واسه خود به شکل یک شعار یا سرود درآورده و مرتبا تکرار کنین تا در راه رسیدن به هدف خود باقی بمونین. هر زمان که نسبت به خودتون یا تواناییای تون دچار شک و دودلی شدید، شعار خود رو تکرار کنین تا توجه شما به طرف اهداف تون برگرده.

۲. انرژی خود رو متمرکز کنین

آگاه بودن نسبت بهش چیزی که خواستار اون هستین اهمیت زیادی داره، و حتی بسیار مهمه که بخش خیلی از انرژی احساسی خود رو جمع به هدف تون کنین. هنگامی که دقیقا بدونین که چه می خواید، احتیاج دارین اون هدف رو تصور کرده و طوری درباره اون فکر کنین که گویا همین حالا بهش دست پیدا کرده این.

  • بعضی از کارشناسان اعلام می کنن ضمیر ناخودآگاه تنها در صورتی می تونه رفتارها و الگوهای رفتاری مشکل ساز رو از بین ببره که شما اشتیاق لازم واسه هدف تون رو داشته باشین و بخش بزرگ زمان و انرژی خود رو صرف اندیشیدن درباره توانایی تون واسه رسیدن بهش هدف کنین.
  • با مثال پخش یک کتاب ادامه میدیم، کتاب خود رو در دستان یک خواننده تجسم کنین، یا نسخه خطی کتاب رو در دستان یک ناشر که تحت اثر اون قرار گرفته تصور کنین. تصور کردن موفقیت به شما اطمینان لازم رو می ده تا صرف نظر از زمینه ای که در اون مشغول به کار هستین، کارکرد بهتری داشته باشین.

۳. واسه رسیدن به هدف سعی کنین

تغییر طرز فکر و تمرکز انرژی روی نتایج هدف، دو قدم لازم بوده اما تنها بخشی از این معادله هستن. بخش دیگر نیازمند سعی واسه رسیدن به اهدافه. حال که بر شک و تردیدهای داخلی خود پیروز شده و طرز تفکر و رفت و امد خود نسبت به جهان رو تغییر دادین، به احتمال زیاد اعتماد به نفس بیشتری دارین و از خودتون مطمئن هستین، اما هنوز به سعی واسه رسیدن به هر اون چیزی که رؤیای اونو می ببینن احتیاج دارین.

  • مثلا، به جای شک و دودلی درباره این موضوع، که اصلا کتاب شما منتشر میشه یا نه، منتقد داخلی خود رو ساکت کرده و حس اعتماد به نفس خود رو تقویت کنین. حال شما احتیاج دارین تا واقعا نسخه خطی کتاب خود رو نوشته، بازنویسی کرده و واسه ناشر ارسال کنین. بدون اقدام و عمل تنها با افکار پوچ و واهی خود باقی خواهید موند -درسته که مهمه- اما تا زمانی که با سعی و عمل ترکیب نشه کافی نیس.

منبع : wikihow.com

 


دسته‌ها: آموزشی